نپرسیدم اما سوالم این بود که چرا دوستت دارم .. چرا تو با همه فرق می کنی برایم ... چرا از فکرت بیرون نمی آیم ...
چرا رفتم زیر باران گلایه ات را به خدا کردم ... چرا التماس کردم .... نمی دانم
بعدها که یاد امشب بیوفتم چشم هایم دویاره خیس می شوند ... التماس کردم ... قسمش دادم ... که به تو بگوید ... به جای من بگوید .... که گره بگشاید ... دوستت دارم
برچسب:
نویسنده: مونا