کاش می توانستم بنویسم که تو از عشق چه می دانی ؟
نپرسیدم اما سوالم این بود که چرا دوستت دارم .. چرا تو با همه فرق می کنی برایم ... چرا از فکرت بیرون نمی آیم ...
چرا رفتم زیر باران گلایه ات را به خدا کردم ... چرا التماس کردم .... نمی دانم
بعدها که یاد امشب بیوفتم چشم هایم دویاره خیس می شوند ... التماس کردم ... قسمش دادم ... که به تو بگوید ... به جای من بگوید .... که گره بگشاید ... دوستت دارم
دل کویر...
ما را در سایت دل کویر دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: مونا
بازدید: 176
تاريخ: جمعه
15 ارديبهشت
1391 ساعت: 0:03